نسبيت در قرآن
نتيجه اي را كه ما را با يافته هاي علوم مدرن آشنا مي كند نشان مي دهند كه زمان آن طور كه ماده گرايان تصور مي كردند حقيقتي مطلق نيست بلكه تنها ادراك نسبي مي باشد. آن چه كه خيلي در اين مطلب جالب است، كه تا قرن بيستم توسط علم كشف نشده بود، چهارده قرن قبل در قرآن براي بشريت فاش شد. منابع گوناگوني در قرآن در خصوص نسبيت زمان وجود دارد.
در بسياري از آيه هاي قرآن، موضوعات علمي ثابت شده در اين كه زمان اداركي روانشناختي بوده و بستگي به حوادث، محيط و شرايط مي باشد را براحتي مي توان ديد. به عنوان مثال: طول مدت زندگي انسان خيلي زمان كوتاهي مي باشد؛ همانطور كه در قرآن به ما گفته شده است:
روزي را كه خدا شما را بخواند و شما سر از خاك بيرون كرده و با حمد و ستايش او را اجابت كنيد تصور ميكنيد كه جز اندك زماني در گورها درنگ نكرده ايد! (سوره الاسراء، آيه: 52 )
در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد (جوجه ماتریالیستها) تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ : پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت خودبىتبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود
با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.
در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:
نویسنده:مدیریت اسلام-قرآن-اعجاز islam_quran_ejaz@yahoo.com
بنا به فرموده قرآن عظیم در سوره مبارکه نمل متوجه میشویم که مورچه ها نیز باهم صحبت میکنند.گاهی اوقات جوجه افرادهای اسلام ستیز بر آن خرده میگرفتند و میگفتند مگر مورچه ها هم حرف میزنند؟
اما با عنایت الهی و پیشرفت علم و تکنولوژی حقایق خوشایندی برای مومنان نمایان شد که سبب شرمساری تمسخر کنندگان و خوشحالی مسلمانان گشت.
بنا به گزارش روزنامه تایمز در مورخه 6/2/2009 پرفسور جرمی توماس از استادان دانشگاه آکسفورد به همراه تیمش میکروفونهای ظریفی را در لانه مورچه ها جاسازی نمودند.سپس متوجه صداهایی شدند که با تحقیق بیشتر در یافتند ملکه بزرگ (که از نظر جنسیت ماده است) از طریق صحبت کردن به مورچه های دیگر فرمان میدهد و مورچه ها نیز به دقت گوش میدهند و دستورات ملکه را مو به مو انجام میدهند.
محققان این تیم که از یافتههای خود شگفتزده هستند همچنین متوجه شدند که گاهی حشرات دیگر برای تحت کنترل گرفتن مورچههاي کارگر به تقلید صدای ملکه مورچهها متوسل میشوند.
این واقعیت در تاریخ 26/2/2009 به اثبات رسید حال آنکه قرآن پیروز قرنها پیش و در عصر جاهلیت و در میان افراد بیسواد و امی که هیچ بویی از علم و دانش نبرده بودند این حقیقت را در آیات 17و18 سوره مبارکه نمل آشکار میسازد:
در سوره ی فجر قرآن به شهری به نام« ارم» اشاره می کند و می فرماید:
«الم تر كيف فعل ربّك بعاد * ارم ذات العماد * التى لم يخلق مثلها فى البلاد» (فجر/8- 6) «آیا ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد (در) ارم شهری با ستونهای بر افراشته که مانندآن در شهرها آفریده نشده است».
این شهر در تاریخ باستان شناخته شده نبود و به نظر تاریخ نگاران چنین شهری وجود نداشت.اما در دسامبر 1978، نشریه ی «جغرافیای ملی» اطلاعات جالبی را ارائه داد که در آن به حفاری شهر « البا» در سوریه در سال 1973 اشاره شده بود. قدمت این شهر آنگونه که کشف گردید به چهل وسه قرن پیش باز می گشت اما این شگفت انگیز ترین بخش این واقعه نیست. کاوشگران در کتابخانه ی شهر « البا» لیستی از تمام شهرهایی را که این شهر با آنها داد و ستد ورابطه ی تجاری داشت، پیدا نمودند. شگفت اینکه در این لیست نام شهر « ارم» به چشم می خورد. مردم «البا» با مردم «ارم» روابط تجاری داشته اند.
«وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ* فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَراً إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ»[ يوسف:30-31]
« و زنانی در شهر گفتند: همسر عزيز (يعنی زليخا همسر نخست وزير مصر) با جوان خود درگير می شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شيفتگی دوستداری يوسف براستی مشغوليت او شده است. ما براستی او را در رويه ای که همه آن را ناپسند می دانند می بينيم ــ هنگاميکه (زليخا) نقشه آنها را شنيد دنبال آنها فرستاد، برای هر کدام نشيمنی مشخص نمود، بدست هر کدام يک کارد داد، و به يوسف گفت بر آنها وارد شو! همينکه او را ديدند او را بزرگ ديدند و دستهای خود را بريده بریده نمودند و گفتند: خدا از بدی دور! اين بشر نيست، اين تنها يک فرشته بزرگوار است».
قرآن مهمترین معجزات پیامبر اسلام (ص) است، نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت، و شیرینی بیان و رسا بودن معانی، بلکه از جهات مختلف دیگر نیز دارای اعجاز است که شرح آن در کتب عقاید و کلام داده شده است.
به همین دلیل معتقدیم:هیچ کس نمیتواند مانند آن، و حتی مانند یک سوره آن را بیاورد، قرآن بارها همه کسانی را که در شک و تردید بودند بارها به این امر دعوت کرد ولی آنها هرگز توان مقابله با آن را پیدا نکردند: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا، بگو اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند همانند آن را نخواهند آورد، هر چند یکدیگر را در این کار یاری کنند «(1)
»و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله و ادعوا شهدائکم من دون الله ان کنتم صادقین، و اگر درباره آنچه بر بنده خود (پیامبر اسلام) نازل کردهایم، شک و تردید دارید (دست کم) یک سوره همانند آن را بیاورید، و گواهان خود غیر خدا را برای این کار فرا خوانید اگر راست میگویید« (2)
امروز منطبق است . در زمان نزول قرآن کریم هنوز قاره ها کشف نشده بودند و تعیین نسبت دریاها به خشکی ها به هیچ وجه امکان پذیر نبوده است و همانطور که اطلاع دارید قاره آمریکا در قرن (5) کشف شده است . در آیات قرآن جمعا (13) بار از کلمه خشکی (بریابس) و (32) بار از کلمه دریا یاد شده است . یعنی نسبت دریا 45 / 32 و نسبت خشکی 45/13 است که اگر به درصد محاسبه شود دریا 71% وخشکی 29% محاسبه میشود که با محاسبات علمی امروز مطاقبت دارد . این درصدی که بشر امروزه با استفاده از تجهیزات پیشرفته کاپیوترهای مدرن و با استفاده از عکسهای فضاییبدست آورده همانطوری که مشاهده می کنید در لا به لای آیات قرآن مجید که (14) قرن پیش نازل شده است مندرج است.
یکی دیگر از ویژگیهای قرآن،وجود تناسب معنوی میان آیات هر سوره است، گرچه یک جا نازل نگشته و به صورت پراکنده با فاصلههای زیاد یا کم نازل شده باشند.زیرا پراکندگی در نزول آیات که به جهت مناسبتهای گوناگون بوده-طبیعتا -اقتضا میکند میان هر دسته آیاتی که به مناسبتی نازل گشته با دسته دیگر که به مناسبت دیگری نازل گشته است،رابطه و تناسبی وجود نداشته باشد،و این پراکندگی در نزول بایستی در چهره مجموع آیات هر سوره به خوبی هویدا باشد.در صورتی که با دقتی که دانش مندان-به ویژه در عصر اخیر-در محتوای سر تا سر هر سوره انجام دادهاند به این نتیجه رسیدهاند که هر سوره هدف یا هدفهای خاصی را دنبال میکند که جامع میان آیات هر سوره است و امروزه به نام«وحدت موضوعی»در هر سوره خوانده میشود، همین وحدت موضوعی است که وحدت سیاق سوره را تشکیل میدهد و مساله اعجاز در همین نکته است که پراکندگی در نزول،عدم تناسب را اقتضا میکند،با آن که تناسب و وحدت سیاق در هر سوره به خوبی مشهود است و بر خلاف مقتضای طبع پراکندگی در نزول میباشد!
دانش مندان بر این مدعا دلایلی دارند از جمله تفاوت در عدد و کمیت آیات سورهها است.این تفاوت در عدد آیات هر سوره نمیتواند اتفاقی باشد،زیرا اتفاقی بودن یعنی نسنجیده و عاری از حکمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه عمل حساب نشده از فاعل حکیم ممتنع است.سورههای قرآن بیشتر به طور کامل نازل گشته،به ویژه سورههای کوتاه،سورههای دیگر که آیات آنها در طول مدت و پراکنده نازل گشته است،با نزول بسم الله الرحمان الرحیم آغاز میگردید،و هر آیه یا آیاتی که پس از آن نازل میگشت،با دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به دنبال آیات پیشین ثبت میگردید،تا بسم الله دیگری نازل گردد که پایان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام نماید.لذا مقدار عدد آیات هر سوره و ترتیبی که میان آیههای هر سوره وجود دارد، تماما توقیفی است و با دست وحی و دستور پیامبر انجام گرفته است.
سيد قطب ـ مفسر معروف ـ ميگويد: شش نفر مسلمان بوديم كه با يك كشتي مصري اقيانوس را به سمت نيويورك ميپيموديم. مسافران كشتي 120 نفر زن و مرد بودند، در ميان مسافران جز شش مسلمان نبود. روز جمعه به اين فكر افتادم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روي كشتي انجام دهيم.
ما علاوه بر اقامه فريضه مذهبي مايل بوديم يك حماسه اسلامي در مقابل مبشر مسيحي كه داخل كشتي بود و دست از برنامههاي تبليغاتي خود برنميداشت بيافرينيم، به خصوص كه مايل بود ما را هم به مسيحيت تبليغ كند! جالبتر كه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضه اسلامي بودند. پس از پايان نماز گروه زيادي از آنها نزد ما آمدند و اين موفقيت را به ما تبريك گفتند. در ميان اين گروه، خانمي بود كه بعدا مشخص شد از مسيحيان يوگسلاوي ميباشد. او فوقالعاده تحت تاثير نماز ما قرار گرفته بود به حدي كه اشك از چشمانش سرازير بود و قادر بر كنترل خويشتن نبود او به زبان انگليسي و آميخته با تاثير شديد و خضوع و خشوع خاصي سخن ميگفت. از جمله سخنان آن خانم، اين بود بگوييد روحاني شما با چه نعمتي تكلم ميكرد؟ او را متوجه نموديم كه اين برنامه و نمايش اسلامي را هر مسلماني ميتواند انجام دهد. سپس به او گفتيم كه ما با لغت عربي صحبت ميكرديم. بعد از آن گفت: اگرچه من يك كلمه از مطالب شما را نفهميدم اما هر چه بود به وضوح فهميدم كه در لابلاي خطبه شما جملههايي وجود داشت كه از بقيه ممتازتر و داراي آهنگ فوقالعاده موثر و عميقي بود آن چنان موثر و تكان دهنده بود كه لرزه بر اندام من انداخت و حتي فكر ميكنم اما جماعت شما به هنگامي كه اين جملهها را ادا ميكرد وجودش از سر تا پا مملو از روحالقدس شده بود!
كمي كه تفكر كرديم متوجه شديم اين جملهها همان آياتي از قرآن مجيد بودند كه من در اثناء خطبه ؟؟ آن را خواندم اين موضوع خود ما را هم تكان داد و متوجه شديم كه آهنگ مخصوص قرآن آن چنان موثر است كه حتي بانويي را كه يك كلمه مفهوم آن را نميفهمد تحت تاثير شديد قرار داده است.
در كنار معجزات كلامي قرآن، كه محمد صل الله عليه و آله به واسطه آن مشركان را به مبارزه طلبيد و از آن ها خواست كه يك آيه مانند آن بياورند و آن ها نتوانستند، قرآن كريم دربرگيرنده معجزات علمي زيادي است كه خداوند براي محمد آن ها را بيش از هزار سال پيش آشكار كرد.اين معجزات امروزه كشف شده اند و باعث تقويت ايمان ايمان آورندگان شده است و اثباتي براي الهي بودن قرآن كريم است. خانم Wadea Omranyكشف جديدي علمي در قرآن كرده است. ايشان مي گويند كه ما در سوره نمل آيه 18كشف جديد علمي كرده ايم. اين معجزه جديد چيزي است كه مورچه در آيه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با يكديگر را كشف كرد خصوصا زماني كه يك خطر محل زندگي مورچه ها را تهديد مي كند.
ما تلاش مي كنيم جملاتي كه مورچه در قرآن كريم به زبان آورد را توضيح دهيم و سعي مي كنيم آنچه را كه او گفت با كشفيات جديد علمي ربط دهيم و مدرك پيشي گرفتن قرآن كريم به علم امروزي را رو مي كنيم كه اين حقايق را بيش از هزار سال پيش بيان كرد.
اعجاز قرآن از نظر معانی نیازمند به بحث وسیعتری است و لااقل نیازمند به یک کتاب است، ولی میتوان به طور مختصر زمینهای به دست داد.مقدمتا باید بدانیم قرآن چه نوع کتابی است؟آیا کتاب فلسفی است؟آیا کتاب علمی است؟آیا کتاب ادبی است؟آیا کتاب تاریخی است؟و یا صرفا یک اثر هنری است؟ پاسخ این است که قرآن هیچکدام از اینها نیست.همچنانکه پیامبر اکرم، بلکه عموم پیغمبران، تیپ جدایی هستند، نه فیلسوفاند، نه عالم، نه ادیب، نه مورخ و نه هنرمند و یا صنعتگر و در عین حال مزایای همه آنها را - با چیزهایی اضافه - دارند، قرآن نیز که کتاب آسمانی است، نه فلسفه است و نه علم و نه تاریخ و نه ادبیات و اثر هنری، در عین حال مزایای همه آنها را دارد بعلاوه یک سلسله مزایای دیگر.
اگر تنها همین موضوعات متنوع قرانی را درباره انسان و خدا و جهان، و وظایف انسان در نظر بگیریم و آن را با هر کتاب بشری درباره انسان بسنجیم، میبینیم هیچ کتابی طرف قیاس با قرآن نیست، خصوصا با توجه به اینکه قرآن به وسیله فردی نازل شده که امی و درس ناخوانده بوده و با افکار هیچ دانشمندی آشنا نبوده است، و بالاخص اگر در نظر بگیریم که محیط ظهور چنین فردی از بدویترین و جاهلیترین محیطهای بشری بوده است و مردم آن محیط عموما با تمدن و فرهنگ بیگانه بودهاند.
قرآن مطالب و معانی گستردهای آورد و به طوری طرح کرد که بعدها منبع الهام شد، هم برای فلاسفه و هم برای علمای حقوق و فقه و اخلاق و تاریخ و غیرهم.
محال و ممتنع است که یک فرد بشر هر اندازه نابغه باشد بتواند از پیش خود اینهمه معانی در سطحی که افکار اندیشمندان بزرگ جهان را جلب کند، بیاورد.این در صورتی است که آنچه را قرآن آورده است همسطح با آوردههای علمای بشرفرض کنیم، ولی عمده این است که قرآن در اغلب این مسائل افقهای جدیدی گشوده است.
ایات زیر از سوره یوسف میباشد:
وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ
« و از آنها روی کرده گفت: چه اندوهی از يوسف! و چشمان وی از اندوه سفيد شد، ولی اندوه خود را نمايان نمی کرد (84 ) ـــ با اين پيراهن من رفته و آنرا بر چهره پدرم بيندازيد بينا می شود، و همه خانواده های خود را پيش من بياوريد (93 ) ــ همينکه نويد رسيد آنرا بر چهره او انداخت و درجا بينا شد. (يعقوب) گفت: آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهائی می دانم که شما آنرا نمی دانيد (96)».
نکات آيات:
1 ــ چشمان يعقوب از حزن سفيد شده است: سفيدی عدسه چشم که بسته به شدت آن، راه عبور نور به درون چشم را به اندازه های متفاوت کم می کند و يا کلاً می بندد و ضعف بينائی يا کوری می آورد چندين دليل دارد، از جمله: پيوسته در معرض دمای گرمای بالا بودن چشم، ضربه خوردن به چشم، پيری، برخی از بيماری ها مانند بيماری قند، اشعه يا نور خيلی تند. و يکی از دلائل آن نيز چنانکه آيه گفته "حزن" است. ("حزن" اندوه ناشی از پيشامد و رخداد است). اندوه باعث فزونی هورمون ادرنالين می شود. اندوه شديد (يا شادی شديد) باعث فزونی پيوسته هورمون ادرنالين می شود که بنوبه خود باعث فزونی قند خون می شود، و اين بنوبه خود باعث پيدايش سفيدی در عدسه چشم می شود. (سفيدی عدسه چشم بهم ريختگی بافت و ساختار ساختمان پروتئين عدسه چشم است).
2ــ چشم يعقوب با پيراهن يوسف بينا شده: يکی از ترکيبات عرق بدن می تواند سفيدی چشم را برطرف کرده و چشم نابينا را بينا کند. برای اولين بار يک محقق مسلمان مصری با استفاده از اين آيه عدسه چشم را در عرق گذاشته و ديده که خيلی زود سفيدی عدسه برطرف شده و عدسه شفاف می شود. اگر قرنيه چشم سفيد شده باشد نيز چنانچه اين قطره روزی دو بار به چشم چکانده شود پس از دو هفته سفيده قرنيه برطرف شده و نابينائی بهبودی پيدا می کند. اين محقق مسلمان نام قطره خود را داروی قرآنی گذاشته است.
آلبرت اینشتاین (1955 - 1879): "قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعهای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعیین و تعریف آن عاجزند، هدایت میکند."
ناپلئون بناپارت (1821 - 1769): "قرآن به تنهایی عهدهدار سعادت بشر است. امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان و تحصیلکردگان تمامی کشورها را با یکدیگر متحد کنم و نظامی یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مردم را به سعادت رهبری میکند، تشکیل دهم."
گوته (شاعر آلمانی) در سال 1832 گفت: "سالیان دراز کشیشان از خدا بیخبر، ما را از پیبردن به حقائق قرآن و عظمت آورنده آن محروم و دور نگهداشتند، لیکن بر اثر پیشرفت علم، عن قریب این کتاب توجه افراد بشر را به خود جلب میکند و محور افکار همگان میگردد."
برنارد شاو (فیلسوف انگلیسی) پیش بینی میکند که اروپا در آینده، دین و کتاب محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول خواهد کرد.
دکتر مارکس (1883 - 1818): "قرآن شامل تمام پیامهای خدایی است که در تمام کتب مقدسه، عموماً، برای جمیع ملل آمده است. در قرآن آیاتی موجود است که اختصاص به طلب علم و دانش و تفکر و بحث و تدریس دارد و چارهای جز این اعتراف ندارم که این کتاب محکم، بسیاری از اشتباهات بشر را تصحیح کرد."
مقدمه :
خداوند تبارك وتعالي هنگامي كه حكمت خود را برزمين گسترانيد سعادت دنيوي واخروي انسان را درقالب كتابي نازل ساخت كه آن را قرآن ناميد ودرهرعصروزمان مطابق استعداد مردم آياتي را نازل مي ساخت وبراي بيان خردمندانة اين احكام راهنماياني براي مردم مي فرستاد .
پس اين هدايتنامة بزرگ الهي جامع تمام نيازهاي بشري بوده ومربوط به همة ادواروعصرهاست وتمامي انسانها را شامل خواهد شد .احكام وعبادات ، قوانين ،فضايل وآداب وقوانين سياسي ،مدني ، اجتماعي واقتصادي همگي درقرآن جمع شده اند .
خداوند با نزول قرآن حجتش را برافراد تمام كرده وهيچ كتابي مانند قرآن جوابگوي تمامي نيازهاي انسان نخواهد بود .احكام وعبادات ، فضايل ، آداب وقوانين سياسي درآن بيان شده وهمين موارد است كه نشان مي دهد اين يك ساختة انساني نبوده بلكه خرق عادت ومعجزه اي است الهي پس حتما منشأيي غيرانساني دارد . 1
دلايل اعجاز قرآن چيست ؟
قابل تحریف نبودن قرآن نیز یک نوع اعجاز می باشد،که خداوند وعده ان را داده است چرا که هر کتابی در دنیا قابل تحریف به زیادتی و نقصان است ، ولی قرآن نه کاستی را برمی تابد و نه افزونی را، چرا که نسخه های آن بی حدوحصر است و افزودن به آن و کاستن از آن امکان پذیر نیست.

اصولا قرآن چون به صورت معجزه نازل شده است ، قابل تحریف نیست. برخلاف تورات و انجیل که در قالب نثر معمولی نازل شده و قابل تحریف بوده اند، قرآن کریم به مصونیت خود از هر گزندی اشاره می کند و می فرماید:
{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} ﴿حجر/9﴾ بی تردید ما قران را نازل کردیم و قطعا از ان محافظت خواهیم کرد.
علم بدون مذهب لنگ است
مذهب بدون علم کور است (البرت انشتین)
Ø دكتر جرنيه ي فرانسوي علت مسلمان شدن خودرا اينگونه بيان مي كند :«من تمام آيه هاي قرآن راكه در زمينه ي علوم طبيعي و بهداشت وطب بودند،مطالعه نمودم و آنها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ويقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر روي زمين از آن قوانين و اصول آگاه نبوده است؛پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم.»
Ø ولتر مي گويد:اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانيد،يك كلمه ي كودكانه در آن نخواهيد يافت.قرآن در حقيقت مجموعه اي است از پندهاي اخلاقي،دستورهاي ديني،راز ونياز به درگاه خداوند،تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا
زماني که به پايان ترجمه قران نزدیک میشدم موضوعی سخت مرا پریشان کرده بود . اما در طول ایام پریشانی قران مرا چنان ارامشی بخشید وچنان حفظ کرد که برای همیشه رهین متنش گردیدم.
| ||||||||||
عبد المجيد الزنداني
خداوند متعال می فرمايد: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ) (النور:43) مگر نمیدانی که خداوند ابرها را آهسته ( به سوی هم) ميراند, سپس آنها را گرد ميآورد. بعد آنها را متراکم وانباشته ميسازد, آنگاه می بينی که باران از لا بلای آنها بيرون می ريزد, ونيز خدا از آسمان,از ابرهای که مانند آن, تگرگهای بزرگی را فرو مياورد, وهر کس را بخواهد با آن زيان ميرساند, وهرکس را بخواهد از زيان آن بدور ميدارد. در خشش برق ابرها نزديک است چشمها را از ميان بردارد,( هر يک از اين پديده هادليل بر قدرت خدا وموجب ايمان به |
| ||||||||||
بقلم: عبد الدائم الكحيل قرآن کريمکتابی آسمانی است که برای هدایت انسانها از سوی خداوند پاکجلّ جلاله نازل گردیده است. این کتاب عظیم حاوی معجزات علمی عجيبی است که در اینجا فقط به بعضی از آن اشاره خواهم کرد . يقول تعالى: (وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا) [الفرقان: 53] "او کسی است که دو در يا را در کنار هم روان ميسازد( وبر اثر وزن مخصوص, يعنی تفاوت درجۀ غلظت آب شور وشيرين, آميزۀ هديگر نميشوند) اين يکی شيرين است, وآن ديگر شور شور! خداوند در ميان آن دو حاجز ومانعی ايجاد کرده است که آنها را کاملاً از هم جدا ساخته است". در قرآن كريم آيات بسياري است كه انسان را به تفكر در آفرينش آسمان و زمين و |
کوهـهـا مانند ابـرهـا در حركت مى باشند
بقلم الشيخ عبد المجيد الزنداني
{وترى الجبال تحسبها جامدة وهى تمر مر السحاب} سورة النمل [88]
" هنگامى که به کوهها نگاه مى کنى، فکر مى کنى که آنها بر جاى خود ايستاده اند. اما آنها مانند ابرها حرکت مى کنند. چنين است ساخته خدا، که همه چيز را تکميل کرد. او کاملا ً از تمام اعمالتان آگاه است. چرا كه كوهها بخشى از كره زمين بوده وكره زمين به دور خود وبه دور خورشيد ميگردد ، با طور منظم ."مُرور": در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن يا نمودن است. و در آيه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن يا سپری
شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.نکته آيه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند:
با تابش خورشيد به درياها و اقـيانوسها و آبهای سطح زمين، آب بخار میشود و به جو می رود. بعد ابر شکـل می گيرد و در بارش آب مجدداً به زمين برمی گردد. اين روند و فرايند هميشگی تولد و زندگیو مرگابرها است.کوهـها يا بر اثر فـشار درونی زمين به بالا شکل می گيرند، يا بر اثر فشار به بالا در جائی و کشش به پائـيـندر جای ديگرشـکـل می گيرند، يا بر اثر برخورد دو لايه زمين و چين خوردن